X
تبلیغات
رایتل

حکیمانه ، سخنان حکیم ارد بزرگ HAKIM OROD BOZORG

جان رفتگران فدای چند هزار تومان سود بیشتر شرکت ها؟!

اگر دقت کرده باشید،‌ بسیاری از کارگران شهرداری لباس هایی می پوشند که برغم آن که ظاهراً دارای لباس هایی با قسمت شبرنگی هستند،‌ اما در عمل هیچگونه بازتاب نوری در آن وجود ندارد. عصرایران - در سال های گذشته تعدادی از کارگران شهرداری،‌ به ویژه رفتگرانی که در شب ها یا ساعات آغازین بامداد کار می کردند،‌ به دلیل محدودیت دید رانندگان در هوای گرگ و میش یا تاریک،‌ تصادف کرده و جان خود را از دست دادند. بعد از آن بود که شهرداری ها لباس هایی با رنگ های قابل دید در شب (مانند نارنجی) در اختیار کارگران قرار دادند و در عین حال ،‌ شبرنگ هایی نیز روی آن نصب کردند تا با درخشش در نور خودروها ،‌ احتمال تصادف به حداقل برسد. این تدبیر خوبی بود زیرا هم جان کارگران شهرداری را محافظت می کرد و هم رانندگان را از دردسرهای بعد از تصادف معاف می کرد. این الزام گویا هم اکنون هم وجود دارد و بسیار هم خوب است. با این حال از آنجا که بسیاری از امور شهرداری ها به بخش خصوصی واگذار شده است،‌ متأسفانه شاهد قصور و تقصیر بخش خصوصی و احیاناً‌ خود شهرداری ها در این زمینه هستیم. جان رفتگران فدای چند هزار تومان سود بیشتر شرکت ها؟! لباس های نامناسب رفتگران ،‌ آنها را در معرض تصادفات شبانه قرار داده است اگر دقت کرده باشید،‌ بسیاری از کارگران شهرداری لباس هایی می پوشند که برغم آن که ظاهراً دارای لباس هایی با قسمت شبرنگی هستند،‌ اما در عمل هیچگونه بازتاب نوری در آن وجود ندارد. کاملاً‌ هم معلوم است که این شرکت های طرف قرارداد،‌ از اقلام ارزان قیمت و بی کیفیت استفاده می کنند تا لباس ها ارزان تر تمام شود. همچنین در مواعد زمانی مناسب،‌ تعویض لباس های نو با مستعمل انجام نمی شود. این بی توجهی ممکن است به بهای جان کارگری تمام شود که در خیابان و در فضایی با دید اندک کار می کند. حال آن که با حتی فراتر از شبرنگ ،‌می توان از چراغ های چشمک زن که بر روی لباس نصب می شود هم استفاده کرد. جان رفتگران فدای چند هزار تومان سود بیشتر شرکت ها؟! حمل نامناسب ،‌خطرناک و غیرانسانی کارگران شهرداری در وسط شهر! از شهرداران سراسر کشور انتظار می رود با نگاهی انسانی به این موضوع بپردازند و در خصوص میزان قابلیت رؤیت کارگران در تاریکی و هوای گرگ و میش،‌ سخت گیری کنند. این انصاف و انسانیت نیست که یک شرکت طرف قرارداد برای این که چند هزار تومان کمتر هزینه کند،‌ جان کارگران و رفتگران مظلوم را به خطر بیندازد. مریم از پدر مسلمان و مادر اتیوپیایی مسیحی متولد شده است. پدرش وی را در سن 6 سالگی ترک کرد و به همین دلیل با مادرش به عنوان یک مسیحی زندگی می کرد اما دادگاه می گوید این زن چون پدرش مسلمان است پس او نیز یک مسلمان است. صدور حکم اعدام برای یک زن سودانی به دلیل تغییر دین و ازدواج با مرد مسیحی جنجال زیادی در این کشور ایجاد کرده است. به گزارش عصر ایران به نقل از مطبوعات سودان، دادگاهی در سودان به زن سودانی که از اسلام به مسیحیت تغییر دین داده و با مرد مسیحی ازدواج کرده است مهلتی برای بازگشت به اسلام تعیین کرده است و درغیر این صورت، با اعدام و شلاق روبه رو خواهد شد. "حرم عثمان" وکیل این زن گفته است که قصد دارد درخواست تجدید نظر ارائه کند. "کاترین بیرکس" فعال مرکز آفریقایی بررسی های عدالت و صلح در این باره گفت: این حکم قضایی، با تعهدات سودان در قانون اساسی این کشور و قوانین بین المللی متناقض است. این زن به دلایل نظرات شخصی اش محکوم شده است. جنجال یک حکم اعدام در سودان "منار ادریس" کارشناس ویژه در امور سودان در سازمان عفو بین الملل گفت: این خیلی زشت است که یک زن به دلیل دین یا ازدواج، به شلاق و اعدام محکوم شود. "مریم یحی ابراهیم" 27 ساله به دلیل تغییر دین از اسلام به مسیحیت به ارتداد و به دلیل ازدواج با یک مرد مسیحی به زنا محکوم شده است. براساس قوانین اسلامی، ازدواج یک زن مسلمان با مرد مسیحی، حرام است. این زن هم اکنون در ماه هشتم حامله است و کودک دیگری به سن 20 ماهه دارد. وی هم اکنون در زندان است. مریم از پدر مسلمان و مادر اتیوپیایی مسیحی متولد شده است. پدرش وی را در سن 6 سالگی ترک کرد و به همین دلیل با مادرش به عنوان یک مسیحی زندگی می کرد اما دادگاه می گوید این زن چون پدرش مسلمان است پس او نیز یک مسلمان است. در واکنش به این موضوع وزارت خارجه آمریکا و انگلیس و شمار دیگری از کشورهای غربی و سازمان ملل متحد با صدور بیانیه هایی صدور این حکم را محکوم کرده اند. وزارت خارجه آمریکا از دولت سودان خواست به آزادی دینی که در قانون اساسی این کشور نیز آمده است احترام بگذارد. شاهدان عینی هم می گویند دهها نفر از فعالان اجتماعی با تجمع در مقابل دادگاه با در دست داشتن نوشته هایی " نه به محاکمه ادیان"، اکراهی در دین نیست، به آزادی ادیان احترام بگذارید، به این حکم اعتراض کردند. در مقابل برخی از افراد هم با سر دادن تکبیر، این حکم دادگاه را تایید کردند. "این اشخاص هر جا یک شلوغی کردند، اینها را بگیرند ومحاکمه شان کنند وجزایی اگر دارند به آنها بدهند.سر خود همین طوری یک دسته ای ،هر کس در هر جا یک تفنگی داشته دست خودش گرفته وبه اسم «کمیته» وبه اسم «پاسدار» و به اسم «بسیج»، هر جا هر چه دلش می خواهد می کند." چه کسانی امام را آزرده و خسته کردندعصر ایران ؛ عبدالرحیم اباذری - اخیرا برخی حرکت های نسنجیده و «دلواپسی» هایی که انجام گرفت و یا فشارهایی که سبب تعطیلی بعضی نشست ها شد ، نگارنده را دوباره به یاد حرکت های تند وتیز وخودسرانه افراط گرایان در دهه شصت ، اوایل پیروزی انقلاب انداخت که حضرت امام از آنها بشدت آرزده خاطر شدند وبا واکنش جدی نگرانی خود را نسبت به آینده انقلاب اعلام کردند. لذا جهت آگاهی نسل امروز وآینده جا دارد اندکی به گذشته برگردیم .سابقه وعملکرد های نا میزان این «افراد نوعی» را مرور کنیم واز آن درس عبرت بگیریم. نسل اول انقلاب خوب به یاد دارند، در آن زمان یک عده ای که با نفوذ به برخی ارگان های انقلابی ، نظامی ، قضایی وحتی مراکز حوزوی،اسلحه وقدرت به دستشان افتاده بود ، به بهانه های واهی ومضحک به خانه های مردم می ریختند، اثاث و وسایل شخصی آنها را غارت می کردند. بازاریان محترم را به جرم داشتن چند مغازه وانبار، مصادره اموال می کردند. به طوری که در یک مورد گاو های شیرده یکی از گاوداری های منطقه پارس آباد ومغان را سر بریده وگوشت های آن را در میان مردم مستضعف ! تقسیم کرده بودند! خیلی راحت به اشخاص محترم انگ ضد انقلابی می زدند وآنها را به پای میزدادگاه های انقلاب می کشاندند. نگرانی از عملکرد های افراطیون این افراد به خاطر غروری که داشتند فقط نوک دماغشان را می دیدند ، نه تنها گوش به تذکرات ونصایح مشفقانه علمای اعلام در شهرستانها واستان ها نمی دادند، بلکه آنها را ساده لوح ومرتجع پنداشته وبه تمسخر می گرفتند. وقتی خبر این هرج ومرج ها به سمع رهبر کبیر انقلاب رسید،ایشان طی سخنانی در جمع مسئولان وفرماندهان سپاه بدون مقدمه وخیلی صریح وارد اصل مطلب شدند وخطر این گونه حرکت های ناموزون را گوشزد کرده وچنین فرمودند: «من حقیقتا نگران هستم ، من نگران انقلاب هستم. ما اسلام را از چنگ محمد رضا در آوردیم ومن خوف این را دارم که اسلام به چنگ ماها مبتلا شده باشد. به طوری که ما هم مثل او یا بدتر از او بر سر اسلام بیاوریم. این نگرانی است وزیاد است.آدم های جاهلی هستند که به خیال خودشان خدمت می کنند برای اسلام، لیکن سر خود کارهایی می کنند که ضرر به حیثیت اسلام می خورد...اینها ،هرکس یک چیزی دارد به اسم سرمایه داری می ریزند ومی گیرند واصلا موازین تو کار نیست.همان طوری که در رژیم سابق بدون میزان اسلامی و شرعی عمل می کردند ،حالا هم بدون میزان شرعی وعقلی عمل می کنند واین تاسف بسیار دارد.تاسف این که این نهضت به دست خود ما نهضت اسلامی نباشد ،اسلامیتش را از دست بدهد.انقلاب کردیم هر چه دلمان می خواهد می کنیم. حجتشان همین است.انقلاب کردیم. مال مردم را می رویم ، می ریزیم...اشخاصی می ریزند تو خانه های مردم ، بدون این که یک مجوز شرعی، یک مجوز قانونی داشته باشند.» (صحیفه امام ، ج11 ،ص 312) آفت زدائی درونی اینان اگرچه در ظاهر انقلابی ،مذهبی ودلسوز نظام جلوه می کردند ولی در واقع از سوی گروه های ضد انقلاب مثل : مجاهدین خلق، حزب توده ، فدائیان خلق و...تحریک وتغذیه شده و بدون این که خود خبر داشته باشند از آنها بازی خورده بودند.حضرت امام با تیزبینی و قاطعیت خاصی به این بُعد از انحراف افراطیون تاکید کرده ،آنها را به کِرم های فساد انگیز تشبیه نموده واضافه کردند: «کارهای کمونیست ها را می کنند به اسم اسلام. کارهای مارکسیست ها را می کنند به اسم اسلام. حرف های آنها را می زنند به اسم اسلام واین نهضت از داخل دارد می پوسد.مثل یک خربزه ای که از بیرون شما آب به آن می دهید، به آن توجه می کنید، یک وقت که می خواهید بچینید می بینید از باطن خراب شده. شما در ظاهر هی خدمت کنید .هی چی بکنید. یک وقت ببینید که نهضت شما کرم زده است. از باطن خراب شده است...آنهایی که به اسم اسلام مشغول شده اند به اعمال «خود سری» ، اینها کرم هایی هستند که باطن این نهضت را به فساد خواهند کشید.» (همان ، ص 313 ) برخورد قاطع با نفوذی ها درهر لباسی خمینی کبیر اگر چه در هر فرصتی از اصل حوزه وروحانیت وکمیته ،سپاه وبسیج حمایت ودفاع می کردند اما در بخشی از همین بیانات خویش به دو عنصر «جهالت وبی تقوایی» اشاره کرده ونفوذی های همه این نهاد ها وارگان ها را که دارای این دو ویژگی مشترک بودند مورد عتاب وافشاگری قرار داده و بعد خطر اینها را بیشتر از خطر رژیم شاه دانسته و فرمودند: «وباید آنهایی که به اسلام اعتقاد دارند به داد اسلام برسند.آنهایی که می خواهند اسلام در این مملکت حکومت کند باید به داد اسلام برسند. یک دسته جوانند،مطلع نیستند از مسائل. جاهل متنسک (مذهبی های نادان) از آنهایی است که پیغمبر فرموده است که دو طایفه هستند که کمر مرا می شکنند:یکی شان عالم متهتک (خواص بی تقوا) است ، یکی شان جاهل متنسک است.جاهل مقدس مآب کمر پیغمبر را می شکند. جاهلی که نداند قانون اسلام چیست وپیش خود به اسم اسلام برود به خیال خودش خدمت می کند . این از آنهایی است که پیغمبر فرموده است که کمر مرا می شکند. (قصم ظهری الرجلان،عالم متهتک وجاهل متنسک.)... من نمی دانم باید چه بکنم. این یک قدرت مرکزی می خواهد. یک قدرت اجرایی می خواهد که این اشخاص هر جا یک شلوغی کردند، اینها را بگیرند ومحاکمه شان کنند وجزایی اگر دارند به آنها بدهند.سر خود همین طوری یک دسته ای ،هر کس در هر جا یک تفنگی داشته دست خودش گرفته وبه اسم «کمیته» وبه اسم «پاسدار» وبه اسم «بسیج»،هر جا هر چه دلش می خواهد می کند. با هر که بد است می ریزند منزلش بازرسی می کنند . با هر که یک غرضی دارند می ریزند منزلش. خانه اش را غارت می کنند واین خطربزرگی است که برای اسلام در زمان ما پیش آمده وشاید خطرش بیشتر ازخطری باشد که اسلام از رژیم سابق داشت.تمام ضوابط را به هم ریخته اند.هر چه ضابطه اسلامی باشد عمل به آن نمی شود. به اسم اسلام ،اسلام را دارند از بین می برند.اشخاصی نفوذ کرده اند در همه جا. به اسم اسلام ،اسلام را می پوسانند.اسلام را می کوبند.» (همان ،ص 313و314) خستگی وآزردگی امام امام خمینی در این بیانات دردمندانه به نکات بسیار ظریف دیگری نیز اشاره دارند که باید درفرصت های مناسب به همه آنها پرداخته شود.ایشان درادامه مقایسه جالبی دارند و می فرمایند اگر دشمن بیاید یکی از استان های ما را ، کردستان ما را از ما بگیرد چندان مهم نیست چون بعدا می توانیم بسیج شویم خاک وطن را دوباره از دست آنها رها سازیم ، همان طوری که در باره خرمشهر چنین شد،اما اگر در اثر تندروی ها وافراط کاری های عوام جاهل و خواص بی پروا ، مردم به اسلام وروحانیت ونظام بدبین بشوند دیگر هیچ وقت قابل جبران وترمیم نخواهد شد. به همین سبب خمینی نستوه برای اولین بار احساس خستگی کرده وگفتند: «من هم دارم خسته می شوم .خدا می داند که من در آن رژیم سابق هیچ وقت از هیچ چیز خسته نمی شدم، هر فشاری می آوردند بر من خسته نمی شدم. حالا دارم از خودمان خسته می شوم.آخر چرا باید اینطور باشد.یک فکری بکنید .اگر دیر بجنبید اسلام را در خطر تضییع ورفتن آبرویش قرار داده اید.مسئولیم همه ما. هر کاری از من برآید می کنم .هر کاری هم از شما می آید باید بکنید، هر کدام از آقایان باید بکنند.هر کاری هم از شورای انقلاب است باید بکنند. هر فردی که بر خلاف موازین اسلام دارد عمل می کند بزنند توی سرش،بیرون بکنند... این که معنا ندارد که ما بنشینیم وهر که هر کاری دلش می خواهد بکند وهر غلطی می خواهد بکند وما هم بنشینیم همین طور تماشاگر مسئله باشیم. (همان ، ص 316) تبری وتنفر رهبری این «جاهلان متنسک وعالمان متهتک» به یک گروه خاصی اختصاص نداشته و ندارند. از اوائل پیروزی تا به امروز درهر مقطعی خود را به یک رنگ ولعابی در آوردند. دردهه شصت زیر لوای «چپی ها» اصلاح طلبان فعلی آغاز به کار کردند، در دهه هفتاد وهشتاد با تکیه بر امکانات «راستی ها» اصولگرایان فعلی ، به صورت «کفن پوشان وکفن دوزان» ظاهر شدند وبه حیات خود ادامه دادند. در این ایام نیزبا یک شکل وشمایل دیگر همچنان به افراط کاری های خود پافشاری وپایداری می کنند. امروز همان های نوعی با همان خصلت های مشترک به بیوت مراجع حمله می کنند وشخصیت های اصیل انقلاب را مورد تهمت وافترا قرار می دهند. سخنرانی ها را تعطیل می کنند. سفارتخانه انگلیس را به تصرف خود در می آورند. تا دیروز خمینی کبیر را آزرده خاطر و خسته می کردند،امروز هم خامنه ای صبور را به ستوه آوردند. رهبر معظم انقلاب بارها به مناسبت های مقتضی به این افراد نصیحت کردند ، تذکر وهشدار دادند وحتی ازعملکرد آنچنانی آنها تبری جستند: « بنده با این کارها مخالفم. این که شما یک نفر را به عنوان ضد ولایت، ضد بصیرت، ضد چه مشخص کنید،بعد یک عده ای راه بیفتند علیه اوشعار بدهند،مجلس را به هم بزنند،بنده با این کارها هم مخالفم. این را صریح بگویم.این کارهایی که در قم {تربت پراکنی و اهانت به رئیس مجلس} اتفاق افتاد ،بنده با این جور کارها مخالفم.آن کارهایی که درمرقد امام {هتک حرمت بیت امام وتوهین به حاج سید حسن آقا} اتفاق افتاد، بنده با این جور کارها مخالفم. بارها به مسئولین وکسانی که می توانند جلوی این چیزها را بگیرند،تذکر داده ام.آن کسانی که این کارها را می کنند اگر واقعا «حزب اللهی ومومن» اند،خب نکنند. می بینید که تشخیص ما این است که این کارها به ضرر کشور است،این کارها به نفع نیست.» (بیانات رهبری در جمع مردم آذربایجان ،28/11/1391) مشکل اصلی اینجاست که این افراد اصلا به تشخیص رهبری اعتنائی ندارند. با این که همه می دانند واعلام هم شده است که مذاکرات هسته ای زیر نظر معظم له انجام می گیرد وخود ایشان اعضای تیم مذاکره کننده را فرزندان انقلابی نامیدند وتخریب وتضعیف آنان را جایز ندانستند، حال «دلواپسی »های آنچنانی چه معنا و مفهومی می تواند داشته باشد؟ آیا این اجتهاد در مقابل نص نیست؟ آیا این اذیت کردن مردم ، آزردن وخسته نمودن رهبری ودلسوزان نطام نیست؟ آیا این گونه حرکت ها از جنس کارهای کسانی نیست که شهید بزرگوار مطهری درباره آنان فرمود : از روی جهل به افراط روی آوردند واسلام را همچون پوستین وارونه بر تن کردند؟ در تاریخ انقلاب ثبت است که حضرت امام خمینی به خاطر شدت ناراحتی وخستگی ، بعضی از اینها را «هیچ وپوچ » وبعضی دیگر را «بی هنران دیروز ومدعیان امروز» نامیدند و در اینجا نیزبه عنوان «کرم فساد انگیز» از آنان توصیف کردند. آیا این افراد در شرایط حساس کنونی، می توانند ، تغییر ماهیت داده و گذشته ها را جبران کنند؟ آیا هنر این را دارند به جای حاشیه سازی، اشکال تراشی واذیت وآزارمردم و بزرگان، با «باهنران» همراهی کنند تا بخشی از مشکلات کشور،مردم وجوانان بر طرف شود؟ آیا امکان دارد به خاطر رضای خدا ومردم از اختلاف ، تشتت و تفرقه بپرهیزند وچند روزی هم ندای وحدت وصمیمیت سر دهند وبه معتمدان مردم ورهبری اعتماد داشته باشند؟ آیا دیو افراط و تفریط ازاین کشور برای همیشه بیرون خواهد رفت و فرشته اعتدال وامید به جای آن در خواهد آمد؟ آیا فرهنگ ناب تشیع وتعادل در میان مردم وجوانان نهادینه خواهد شد؟ آیا این انتظارات ، توقعات نابه جایی است؟ آیا این درخواست ها غیر منطقی وغیر عقلائی است؟ آیا این آرزوی های همگانی به عینیت تبدیل خواهند شد؟ باید امیدواربود ،خوش بین ماند ویاس و ناامیدی به دل راه نداد.
نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
داستان پاندا کو نفوکار در ایران

سیندرلا در ایران

نقد سریال میخک

بررسی فیلم لوسی

سریال رودخانه برفی

نقد سریال عطسه از مهران مدیری - رها ماهرو

جیگر ، کلاه قرمزی

سریال نفس گرم

سریال های نوروز 1395

نقد و بررسی فیلم پذیرایی ساده - رها ماهرو

در حاشیه 2

سریال آسمان من

حکیم ارد بزرگ , ارد بزرگ , Great Orod , philosophy , Iranian philosopher